تاریخ شرکت - گفت و گو ۲۵ دی ۱۴۰۴

در گفت و گو با محمود فقیرحق و عباداله امینی

ناگفته‌هایی از طراحی و نقاشی بزرگ‌ترین فرش دستباف جهان

بزرگ‌ترین فرش جهان را ما بافته‌ایم؛ مصاحبه با طراح و یکی از نقاشانِ اصلی فرش مسجد ابوظبی را در این مقاله بخوانید.

این مقاله، متن کامل مصاحبه با استاد محمود فقیرحق طراح بزرگ‌ترین فرش دستباف جهان و استاد عباداله امینی از نقاشان اصلی این فرش است که در سومین شماره از مجله دستباف منتشر شده است. این مصاحبه توسط دکتر سید محمدمهدی میرزاامینی مدیر بازرگانی و سرپرست تحقیق و توسعه شرکت سهامی فرش ایران در آذرماه ۱۴۰۴ انجام شده است.


درباره بزرگ‌ترین فرش دستباف جهان بسیار سخن گفته شده است و این اثر به حق مایه افتخار ایرانیان است؛ اما درباره فرآیند طراحی این فرش کمتر توضیح داده شده و جزییات مراحل آغازین آن چندان مطرح نشده است. در این گفت‌وگو، استادان محمود فقیرحق و عباداله امینی طراح و نقاش اصلی پروژه، روند شکل‌گیری این اثر کم‌نظیر را روایت می‌کنند.
در کتاب رکوردهای گینس نام فرش ایرانی به شایستگی خودنمایی می‌کند. در این شماره دستباف با دو تن از طراحان و نقاشان این پروژه بزرگ به گفت و گو نشستیم. استاد محمود فقیرحق اصلی‌ترین طراحِ بزرگ‌ترین فرش دستباف جهان و عباداله امینی یکی از نقاشان اصلی این قالی سترگ.

مصاحبه با استاد فقیرحق و استاد امینی طراح و نقاش فرش یزرگ پارچه ابوظبی-شرکت سهامی فرش ایران9

محمود فقیرحق از طراحان برجسته و باتجربه فرش ایران است که فعالیت حرفه‌ای خود را از میانه دهه ۱۳۶۰ آغاز کرد. او متولد ۱۴ مرداد ۱۳۴۰ است و پس از پایان دوران سربازی، با شاگردی نزد استاد جامی در تبریز، مسیر تخصصی خود را در طراحی فرش آغاز کرد. این دوره نقطه عطفی در شکل‌گیری نگاه هنری و مهارت‌های او بود.
فقیرحق پس از چند سال فعالیت حرفه‌ای در تبریز و مرند، با پشتکار و تلاش مستمر، جایگاه خود را به عنوان طراح مستقل تثبیت کرد. تجربه همکاری نزدیک با استادان برجسته، رشد در خانواده‌ای که پدرش حسین فقیرحق هم از طراحان خوش‌نام شرکت سهامی فرش ایران بود، فعالیت ۱۱ ساله در بازار طراحی و خلق طرح‌هایی که همواره به اصالت و نوآوری مشهور بوده‌اند، او را به یکی از چهره‌های قابل اعتماد در این حوزه بدل کرده است.
ورود رسمی او به شرکت سهامی فرش ایران در دهه ۱۳۷۰، مرحله‌ای تازه در کارنامه کاری‌اش محسوب می‌شود؛ جایی که توانست تجربه شخصی خود را در قالب فعالیت سازمانی و تولیدی گسترش دهد. فقیرحق هم‌زمان تحصیلات دانشگاهی را نیز در رشته زبان انگلیسی دنبال کرد و با ارایه نمونه کارهای شاخص و سفارشی، در جایگاه طراح مورد تأیید دفتر مرکزی شرکت سهامی فرش ایران و در دو دوره مدیر طراحی، فعالیت خود را ادامه داد.
او از سال ۱۳۹۰ وارد حوزه تدریس تخصصی طراحی فرش شد و همکاری خود را با دانشگاه هنر، موزه فرش ایران و همچنین مرکز ملی فرش ایران آغاز کرد. فقیرحق علاوه بر تدریس، سابقه داوری مسابقات و رویدادهای ملی فرش را نیز در کارنامه دارد و از افراد فعال در جریان احیای نقشه‌ها و طرح‌های اصیل ایرانی بوده است.
سال‌ها تجربه حرفه‌ای، سابقه حضور در عرصه‌های آموزشی و نقش مؤثر در تولیدات شرکت سهامی فرش ایران، محمود فقیرحق را به یکی از چهره‌های صاحب‌نام و مورد احترام در طراحی فرش معاصر ایران تبدیل کرده است؛ طراحى که در عین پایبندی به سنت، همواره نگاه رو به آینده داشته و نسل‌های جوان طراحان را تحت تأثیر قرار داده است و شاگردان زیادی را در همین راستا تربیت کرده است.

مصاحبه با استاد فقیرحق و استاد امینی طراح و نقاش فرش یزرگ پارچه ابوظبی-شرکت سهامی فرش ایران1

عباداله امینی، متولد تیرماه ۱۳۴۸ در کرمانشاه، از چهره‌های کمتر شناخته شده اما به شدت پرکار در عرصه نقاشی فرش ایران است. او فعالیت هنری خود را از سال‌های دبیرستان با خلق آثار سیاه‌قلم و نقاشی رنگ‌روغن آغاز کرد و به سرعت استعداد و توانایی‌اش در تصویرگری شناخته شد. افزایش هزینه‌های مواد هنری او را به تجربه کردن طراحی و نقاشی فرش سوق داد؛ مسیری که به سرعت تبدیل به حرفه و هویت هنری او شد.
ورود امینی به دنیای فرش ابتدا با کوشش فردی و تجربه‌های محلی در کرمانشاه شکل گرفت. او نخستین مهارت‌ها را با بازطراحی نقشه‌های محلی بر کاغذ شطرنجی‌های دست‌ساز خود آموخت و کمی بعد، با معرفی استادکاران و مدیران این حوزه، به واحد طرح و رنگ شرکت سهامی فرش ایران راه یافت. امینی از اواسط دهه هفتاد تا سال‌ها بعد، در شعبه کرمانشاه و سپس در تهران، نقش مهمی در ارتقای کیفیت طراحی و رنگ‌گذاری ایفا کرد و از طراحانی بود که بازآفرینی نقوش اصیل و توسعه طرح‌های بومی را با دقت و خلاقیت پیگیری کرد.
او از جمله نخستین نقاشان قالی بود که با آغاز کار واحد دیجیتال در شرکت سهامی فرش ایران، به طور جدی وارد حوزه طراحی رایانه‌ای شد و در نسل اولیه نقاشان قالی حرفه‌ایِ فعال با نرم‌افزارهای گرافیکی، نقشی پیشرو داشت. تجربه‌ی عمیق او در طراحی کلاسیک و مهارتش در سازگار کردن این دانش با فناوری‌های نوین، امینی را به یکی از چهره‌های مؤثر در گذار نقاشی فرش از شیوه‌های سنتی به روش‌های دیجیتال تبدیل کرده است.
امینی در طول فعالیت چند دهه‌ای خود، با حفظ نگاه هنری و رعایت اصول بنیادین نقش و رنگ، سهم مهمی در تولید طرح‌های صاحب‌سبک و پروژه‌های بزرگ شرکت سهامی فرش ایران داشته است و همچنان از نقاشان پر کار و اثرگذار در تولید بزرگ‌ترین فرش‌های دستباف جهان است.

مصاحبه با استاد فقیرحق و استاد امینی طراح و نقاش فرش یزرگ پارچه ابوظبی-شرکت سهامی فرش ایران2


 

برای آغاز گفتگو، لطفاً از مسیر و نقطه‌های آغازینی بگویید که شما را به پروژه‌ی طراحی بزرگ‌ترین فرش دست‌باف جهان رساند.

  • استاد محمود فقیرحق: من از سال ۱۳۷۷ به واحد طراحی شرکت سهامی فرش ایران پیوستم. در آن زمان دفتر طراحی شرکت در خیابان شهید کلانتری بود و دو طبقه از ساختمان به واحد طراحی اختصاص داشت. بخش‌های رنگ، نقطه و طراحی در مجموع ۳۶ نفر نیرو داشتند که بعدها با تعدیل نیرو، تعداد طراحان به ۱۲ نفر کاهش یافت. زمانی که پروژه فرش بزرگ مسجد شیخ‌زاید آغاز شد، عملاً همین افراد هم کاهش یافته بودند و پذیرش این پروژه یعنی مسئولیت سنگینی در طراحی و اجرای آن.
  • استاد عباداله امینی: شروع پروژه در سال ۱۳۸۴ بود. در آن مقطع، نیروهای مستقر در واحد طراحی پنج یا شش نفر بودند. علاوه بر من و آقای فقیرحق، آقایان جواد کامل، ناصر پارساسرشت، رحیم صدیق، غلامحسین محمودی، محمدرضا عرب و همچنین خانم پیکانی -که آن زمان کارآموز بودند- در این واحد حضور داشتند.
  • استاد محمود فقیرحق: پیش از قطعی شدن سفارش، از ما خواستند چند اتود اولیه تهیه کنیم. چند طرح آماده شد و آقای خلیقی -که در آن زمان مدیر طراحی بودند- نیز اتودی ارایه داد. در نهایت، اتود ایشان به عنوان طرح اصلی پذیرفته شد.
  • استاد عباداله امینی: همه ما اتود زدیم، اما بعدها مشخص شد که اتودهای دیگر طراحان چندان مورد بررسی قرار نگرفته است. به هر حال، طرح پذیرفته‌شده شامل پنج ترنج با یک ترنج مرکزی بود. البته این روند همیشه رقابتی و مشارکتی بود. برای نمونه، در پروژه بعدی برای مجلس عمان -که شامل سه قطعه بود- یک اتود از من انتخاب شد و یکی دیگر از آقای پارسا.
  • استاد محمود فقیرحق: شروع رسمی کار سال ۱۳۸۴ بود؛ ماه دقیقش را به خاطر ندارم. پس از تأیید نهایی اتود، به ما اعلام شد که کار طراحی را آغاز کنیم.
  • استاد عباداله امینی: من دقیق‌تر یادم هست. در مرخصی بودم که اطلاع دادند پروژه تأیید شده و باید فوراً وارد فاز طراحی شویم. طراحی از تیرماه ۱۳۸۴ آغاز شد و حدود سه ماه بعد، مرحله رنگ و نقطه شروع شد.
  • استاد محمود فقیرحق: طبیعتاً امکان طراحی با مقیاس یک‌به‌یک وجود نداشت یا خیلی سخت می‌شد. پس از چند مرحله آزمون و بررسی، تصمیم گرفتیم با مقیاس یک‌دوم کار کنیم. پس از تکمیل طراحی، خطوط با راپید روی کاغذ سفید بازسازی و سپس اسکن می‌شد و برای رنگ‌گذاری، نقطه‌گذاری و سایه‌پردازی به سایر همکاران ارجاع می‌شد. در این مراحل، آقای حاصلی، آقای خلیقی و آقای محمودی کار را بررسی و تأیید می‌کردند. گاهی نیز نماینده‌ای از طرف امارات برای نظارت بر روند پیشرفت حاضر می‌شد.
  • استاد عباداله امینی: کار بسیار منظم و مشارکتی پیش می‌رفت و کسی در روند اجرای نقشه دخالت مستقیم نداشت. واقعیت این است که ما در آن دوره تقریباً شبانه‌روزی کار می‌کردیم. گاهی مجبور بودم شب‌ها در واحد بمانم تا بخش مربوط به من یا همکارانی که به دلایلی نرسیده بودند به‌موقع آماده شود. نقشه برای مرحله رنگ و نقطه تقسیم‌بندی شده بود؛ هر بخش حدود یک متر عرض و در مجموع ۷۰ تا ۸۰ متر طول داشت. پروژه واقعاً سنگین، حساس و زمان‌بر بود.

طراحی که شروع شد، چند طراح روی پروژه بودند؟ یعنی مستقیماً طراحی می‌کردند؟

  • استاد عباداله امینی: طراحی کلی کار با آقای فقیرحق بود. آقای علی خلیقی -که در شروع پروژه مدیر واحد طراحی بودند- هم جز طراحان این قالی بودند که فقط یک واگیره از ترنج اصلی و یک واگیره از ترنج میانی را ایشان طراحی کردند. واگیره‌ها در مقیاس یک‌ سی و دوم اجرا شده بود. به جز ترنج، طراحی کامل متن و حاشیه با آقای فقیرحق بود. در همان قسمت‌ها نیز هیچ گلی تکراری نبود؛ تمام گل‌ها ترکیبی و کاملاً متنوع طراحی شدند.
  • استاد محمود فقیرحق: فرآیند طراحی حدود ۱۰ ماه طول کشید و همراه شدن آن با رنگ و نقطه‌گذاری، مدت کار را به حدود ۱۲ ماه رساند. سه ماه پس از آغاز طراحی، کار رنگ نیز شروع شد. من طراحی را از حاشیه و با نسبت یک‌دوم شروع کردم. اما زمانی که کار نقطه‌گذاری شد، دیدم حاشیه از نظر بصری ضعیف شده و به اصطلاح، «معلوماتش کم است» و خلوت به نظر می‌رسد. بنابراین از همکاران رنگ و نقطه خواستم دوباره روی آن کار کنند. ۳۲ گل به واگیره حاشیه اضافه کردم تا به سطح مطلوب برسد. در این مرحله کاملاً متوجه شدم که باید با چه نسبتی گل‌ها را طراحی و چیدمان کرد. اندازه برخی گل‌های شاه‌عباسی در نمونه بزرگ حدود ۳۰×۳۸ سانتی‌متر بود و بعضی به ۳۵×۴۲ هم می‌رسید، اما با وجود ابعاد بزرگ، در کلیت کار اصلاً بزرگ دیده نمی‌شدند. برای ترکیب‌بندی متن، ابتدا کل فضا را تقسیم‌بندی کردم و اسپیرال‌های لازم را در سیستم در جای خود قرار دادم. کار به ۶۳ اسپیرال نیاز داشت؛ قطر هر اسپیرال حدود ۳۲۰ سانتی‌متر بود. برای افزایش دقت کار، نخستین اسپیرال را به صورت یک‌به‌یک اجرا کردم؛ یعنی ۳ متر و ۲۰ سانت در ۳ متر و ۲۰ سانت. سپس آن را وارد سیستم کردم تا ایرادهای دایره و قوس‌ها مشخص و اصلاح شود. پس از تأیید نهایی، یک پرینت یک‌دوم (۱۶۰×۱۶۰ سانتی‌متر) گرفتم که معیار اصلی کار شد. گل‌ها بر اساس همین معیار طراحی شدند تا هنگام دو برابر شدن دقیقاً به اندازه مطلوب برسند. هر اسپیرال را جداگانه روی کاغذ مستقل کشیدم و فضاهای قرارگیری ستون‌ها نیز مشخص شد. همیشه سعی می‌کردم گل‌های بزرگ در مرز ستون‌ها قرار نگیرند تا هنگام برش نیمه نشوند تا از زیبایی آن‌ها کاسته شود.
  • استاد عباداله امینی: در طراحی کامل کار، جای ستون‌ها مشخص شده بود؛ اما اجرای آن ریسک بالایی داشت، زیرا اگر در محل ستون‌ها ساده‌بافی می‌گذاشتیم، احتمال ناهماهنگی در نصب وجود داشت و کار به شدت آسیب می‌دید. نکته‌ای که استاد فقیرحق اشاره کردند درست است: باید مراقب می‌بودیم گلی در محل برش ستون‌ها قرار نگیرد تا آسیب نبیند.

مصاحبه با استاد فقیرحق و استاد امینی طراح و نقاش فرش یزرگ پارچه ابوظبی-شرکت سهامی فرش ایران10

طبق صحبت‌ها، از ماه سوم حاشیه برای رنگ آماده شد، درست است؟ در بخش رنگ چند نفر بودید؟ نقطه‌گذاری و رنگ را خودتان انجام می‌دادید یا تفکیک شده بود؟

  • استاد عباداله امینی: ابتدا رنگ‌های اصلی گذاشته می‌شد و سپس نقطه‌گذاری انجام می‌گرفت. البته نقطه‌گذاری را با همان رنگ‌های نهایی انجام می‌دادیم تا سرعت کار بالا برود. تیم رنگ و نقطه شامل من، آقای صدیق، آقای جواد کامل، آقای پارسا سرشت و آقای محمدرضا عرب بود. حاشیه را نیم‌متر نیم‌متر پیش می‌بردیم. هر مقدار که آماده می‌شد، بلافاصله برای چاپ ارسال می‌کردیم. با دستگاه‌های به‌روز آن زمان پرینت گرفته می‌شد، روی تخته چسبانده می‌شد و برای کارگاه‌های بافت می‌رفت تا سه کارگاه بافت در نیشابور معطل نقشه نمانند و بافت بدون وقفه ادامه پیدا کند.

مدیریت این‌که قطعات نقشه درست و بدون جابه‌جایی به کارگاه‌ها برسد خیلی مهم بوده؛ با توجه به اینکه چند نفر کار می‌کردید، این موضوع چطور مدیریت می‌شد؟

  • استاد عباداله امینی: معمولاً هر نقاش یک رنگ فسفری مخصوص خودش را کنار بخش‌های تکمیل‌شده می‌زد تا مشخص باشد کدام قسمت برای بافت ارسال شده است. در کارگاه نیز آقای مهدی ایزدی -که اکنون رئیس شعبه همدان شرکت هستند- به عنوان ناظر همه بخش‌ها را کنترل می‌کردند. بنابراین هیچ چالشی نداشتیم و حتی یک‌بار هم اشتباه یا جابه‌جایی رخ نداد.

این کار چه تعداد رنگ داشت؟ و اصلا چرا رنگ سبز برای زمینه انتخاب شد؟

  • استاد عباداله امینی: کل نقشه ۲۵ رنگ داشت. به جز رنگ زمینه که کارفرما روی آن بسیار حساس بود و تأکید داشت حتماً طیف سبز باشد، انتخاب سایر رنگ‌ها بر عهده نقاش‌ها بود. خاطرم هست نماینده اماراتی دو سه روز درگیر انتخاب یکی از هشت نمونه رنگ سبزی بود که پیشنهاد داده بودیم. جالب اینجاست که رنگ‌ها را با برگ‌های یک گلدان مقایسه می‌کرد و هر نمونه‌ای که با آن گیاه سازگارتر بود، انتخاب نهایی می‌شد. یادم هست وقتی بالاخره سبز مورد نظرش را انتخاب کرد، چند اسکناس -نمی‌دانم چند دلاری- به عنوان هدیه به ما داد و گفت: «آها! این شد!».

البته رنگ نهایی سبز در کارگاه رنگرزی کرج توسط آقای جلالی دقیقاً مطابق همین انتخاب تولید شد؛ همان سبزی که امروز در فرش دیده می‌شود.

آیا پیش از شروع پروژه نمونه تست هم از طرح بافته شد؟

  • استاد محمود فقیرحق: بله. زمانی که طراحی حاشیه تمام شد، برای اطمینان و تأیید کارفرما، یک متر مربع از زمینه را به صورت یک‌به‌یک دادیم بافت. این نمونه را به کارفرمای اماراتی نشان دادند تا بداند نتیجه نهایی طرح و رنگ در بافت چگونه خواهد بود. حاشیه که از قبل در حال بافت بود، اما زمینه را هم یک متر در یک متر بافتند؛ هم نسخه ساده سبز و هم نسخه همراه با نقش تا کارفرما با اطمینان اجازه ادامه کار را بدهد.
  • استاد عباداله امینی: بعد از اتمام طراحی فرش اصلی، نمونه‌های کوچک‌تری تا قواره ۱۲ متری از همین نقشه و با همین رنگ‌بندی طراحی کردیم که بسیاری از آن‌ها هم بافته شد. این فرش‌ها عمدتاً برای اتاق‌ها و دفاتر مسجد سفارش شده بود؛ چیزی شبیه ماکت یا نسخه‌های فرعی از فرش اصلی. در تمام مدتی که روی پروژه بودیم -حدود یک سال- حتی در تعطیلات و تعطیلات نوروز نیز تا نیمه‌شب در محل کار حاضر می‌شدیم و کار را پیش می‌بردیم.

استاد فقیرحق، آیا شما در کار رنگ و نقطه این پروژه هم حضور داشتید؟

  • استاد محمود فقیرحق: نه، من در بخش رنگ و نقطه دخالتی نداشتم؛ فقط در طراحی پروژه بودم. کل حاشیه و متن را خودم طراحی کردم. حدود ۱۱۰۰ گل ترکیبی بزرگ و متوسط و ۷۰۰ گل کوچک در این فرش طراحی شد که همگی متفاوت و متنوع بودند. به دلیل سرعت بالای پروژه مجبور بودم بدون مدادزنی و مستقیماً با راپید طراحی کنم، و این دقت و تمرکز بسیار بالایی می‌خواست.

استاد امینی، شما همزمان کارِ نقطه، رنگ و سایه را انجام می‌دادید یا سایه‌گذاری جداگانه انجام می‌شد؟

  • استاد عباداله امینی: بله، نقطه‌گذاری و سایه‌گذاری همزمان انجام می‌شد. البته سایه‌های خیلی ریز و پیچیده نیاز نبود، اما تا جایی که ممکن بود سایه می‌زدیم تا گل‌ها جلوه بهتری داشته باشند. مدیر تولید معتقد بود که با توجه به رج‌شمار، نیاز به این سطح از ریزه‌کاری نیست، اما ما طبق عادت کار را کامل می‌کردیم؛ هر چند همین موضوع روند تولید را کمی کندتر می‌کرد. در مجموع، در بخش رنگ و نقطه حدود یک‌چهارم کل کار را شخصاً انجام دادم که فکر می‌کنم سهمم نسبت به سایر همکاران بیشتر بود.

در فرآیند اجرای طراحی و نقاشی این پروژه که بزرگ‌ترین در نوع خودش بوده و پس از آن هم تکرار نشده، چه چالش‌های خاصی داشتید؟

  • استاد محمود فقیرحق: چالش خاصی نبود و کار به‌طور کلی منظم پیش می‌رفت. اما زمانی به مشکل برخوردیم که طراحی زمینه را پس از اتمام حاشیه آغاز کرده بودیم. روال طبیعی‌مان این بود که از ابتدا به صورت خطی طراحی کنیم و جلو برویم، اما چون فرش قرار بود در ۹ قطعه بافته شود، تولید از همان ابتدای کار درخواست داشت که از بخش میانی هم شروع کنند. در حالی که ما هنوز طرح قسمت اولیه را کامل نکرده بودیم. یعنی باید بخشی را آماده می‌کردیم که هنوز در طراحی شکل نگرفته بود و در عین حال، انسجام و یکپارچگی کلی کار هم حفظ می‌شد. آن قسمت حدود دو ماه ما را درگیر کرد؛ از یک طرف، ابتدای فرش در حال بافت بود و از طرف دیگر، انتهای کار را می‌خواستند. باید مدام فکر می‌کردیم که چگونه این دو سمت در نهایت دقیقاً روی هم بنشینند. اما در نهایت این چالش هم با هماهنگی تیمی حل شد.
  • استاد عباداله امینی: در روند طراحی اتفاق خاصی یادم نمی‌آید، اما فشار زمانی کار بسیار سنگین بود. ساعت‌های طولانی در واحد طراحی می‌ماندیم و بسیاری از شب‌ها تا صبح کار می‌کردیم تا نقشه‌ها به موقع به تولید برسد. یکی از شب‌ها که ساعت حدود سه بامداد خسته شدم و تصمیم گرفتم به خانه برگردم، هنگام خروج از آسانسور اتفاقی افتاد که هیچ وقت فراموش نمی‌کنم. نیروهای انتظامات نمی‌دانستند ما تا آن ساعت در طبقه ششم مشغول کاریم؛ ناگهان با سلاح در دست روبه‌رویمان قرار گرفتند و چند ثانیه‌ای شرایط کاملاً خطرناک شد. با سر و صدا و توضیح ما متوجه شدند و خوشبختانه ختم به خیر شد، اما تجربه عجیبی بود.

آیا شما تا حالا فرش بافته شده را از نزدیک دیدید؟

  • استاد عباداله امینی: بله؛ یک‌بار در زمان بافت به کارگاه رفتیم و کار را از نزدیک دیدیم و یک‌بار هم هنگام رونمایی در مصلای تهران. اما متأسفانه پس از نصب نهایی در مسجد، هیچ وقت فرصتی پیش نیامد که آن را در محل اصلی ببینیم. نه ما را دعوت کردند و نه شرایطی ایجاد شد که خودمان برویم. در پروژه‌های دیگر هم همین‌طور بوده و نمی‌دانم چرا به طراح، که مالک معنوی اثر است، معمولاً توجه کافی نمی‌شود؛ حتی در حد ثبت دقیق نام و عنوان.

این پروژه نسبت به پروژه قبلی یعنی پروژه عمان تفاوت عمده‌ای داشت. تفاوتش این بود که در پروژه عمان کار رنگ و نقطه هم با دست انجام شده بود، ولی در اینجا کار سیستماتیک بود. با چه نرم‌افزاری کار می‌کردید؟

  • استاد عباداله امینی: رنگ و نقطه‌گذاری پروژه ابوظبی کاملاً با فتوشاپ انجام شد. زمان تحویل بسیار حساس بود و باید دقیقاً طبق برنامه جلو می‌رفتیم؛ از ابتدا هم طراحی شده بود که کار به صورت سیستمی انجام شود. یادی هم از پروژه عمان کنم؛ اتود اولیه آن کار -تا قبل از پروژه ابوظبی، بزرگ‌ترین فرش دستباف جهان بود- توسط من و آقای حسن وظیفه آماده شد. آقای وظیفه طرح را در یک کاغذ کوچک مربعی کشید و من رنگ آن را با مداد رنگی زدم؛ همان اتود هم مورد تأیید قرار گرفت. آقای وظیفه -خدا رحمتش کند- اصلاً اعتقادی به واگیره نداشت. حاشیه را از ابتدا تا انتها بدون تکرار طراحی می‌کرد. در پروژه عمان نیز همین‌طور بود؛ تمام نقشه با وجود واگیره بودن، کاملاً دستی طراحی و رنگ و نقطه شد آن هم در آن قواره بیش از ۴۰۰۰ مترمربع، واقعاً یک شاهکار خلق شد. سرپرستی رنگ پروژه با آقای مسعود فراهانی بود. نقشه‌ها را در قواره‌های ۶ متری میان طراحان تقسیم می‌کرد، رنگ می‌شد و بعد سرهم و برای تولید ارسال می‌کردند. من آن زمان در شعبه بودم و حتی چند قطعه را برای من به شهرستان فرستادند و همان‌جا کار کردم. در مراحل پایانی، هر دو طراح و نقاش -آقای وظیفه و آقای فراهانی- مستقیم به نیشابور رفتند و یکی دو ماه آنجا مستقر شدند؛ نقشه‌ها را داغ‌داغ طراحی و رنگ می‌کردند و همان جا به تولید تحویل می‌دادند.

اگر امروز بخواهید دوباره پروژه بزرگ‌ترین فرش دستباف جهان را طراحی کنید، اثری بهتر از نسخه فعلی خلق می‌کنید یا خیر؟

  • استاد محمود فقیرحق: قطعاً هم بهتر و هم سریع‌تر. نگاهم تغییر نکرده، اما توانایی‌هایم بسیار بیشتر شده است. خودِ آن پروژه برای من یک کلاس درس واقعی بود؛ تجربه‌ای که پیش از آن هیچ وقت نداشتم. در آن پروژه برای نخستین بار طراحی را مستقیماً با راپید انجام دادم. روش کارم این‌گونه بود که اسپیرالی را که در اندازه ۱۶۰ سانتی‌متر تکمیل شده بود، زیر یک کاغذ سفید قرار می‌دادم و تمام نقوش را با مدل و ساختاری جدید، دوباره می‌کشیدم. آن نقشه فقط به من کمک می‌کرد که عناصر در جای درست خود قرار بگیرند؛ اما فرم، غنچه‌ها و جزییات را کاملاً تغییر می‌دادم.در این پروژه علاوه بر گل‌های شاه‌عباسی و گل‌های ترکیبی، از گل‌های فرنگ هم استفاده کردم؛ البته بسیار محدود، چون احساس می‌کردم استفاده‌ی زیاد از گل فرنگ به اصالت کار لطمه می‌زند. به دلیل افشان بودن طرح، نقش‌های اسلیمی در ترنج‌ها و حاشیه‌ها حضور پررنگ‌تری داشتند.
  • استاد عباداله امینی: البته یک نکته تحمیلی هم وجود داشت. ما ملزم بودیم از نقوش و المان‌های سقف و گنبد مسجد نیز الهام بگیریم تا فرش از نظر بصری و هویتی با فضای معماری مسجد هماهنگ باشد. این طبیعی بود، چون فرش کاملاً اختصاصی برای همان مسجد طراحی و بافته می‌شد.

آیا می‌دانید نقشه‌های چاپ شده پس از پایان بافت چه سرنوشتی پیدا کردند؟

  • استاد عباداله امینی: تمام نقشه‌ها بعد از پایان بافت به طرف اماراتی تحویل داده شد. با یک هواپیما همه نقشه‌ها منتقل شد؛ اما این‌که امروز چگونه نگهداری می‌شود یا چه استفاده‌ای از آن‌ها می‌کنند، اطلاعی ندارم.

برای من، با وجود اینکه نقشی در این پروژه نداشتم، همیشه افتخار و حس تعلق ایجاد می‌کند. آیا برای شما هم گشایشی یا اثر مثبت شخصی و حرفه‌ای داشت؟

  • استاد محمود فقیرحق: بله، طبیعتاً بسیار اثرگذار بود. از نظر مالی هم -هرچند سهم طراحی نسبت به رنگ و نقطه کمتر بود- برای من گشایش ایجاد کرد. خانه‌ام را عوض کردم و مبلغی هم پس‌انداز شد. ای کاش چنین پروژه‌هایی، که کاملاً صادراتی هم بود، بیشتر تکرار می‌شد.
  • استاد عباداله امینی: برای همه‌ی ما پروژه‌ی بسیار خوبی بود. شاید نارضایتی‌هایی هم وجود داشت، اما در مجموع تجربه‌ای ارزشمند و تأثیرگذار بود. می‌توانم بگویم تقریباً همه‌ی بچه‌ها با درآمد همین پروژه صاحب‌خانه شدند. سهم کل طراحی در آن سال ۱۸۰ میلیون تومان بود. واقعاً پروژه‌ای بود که هم از نظر اقتصادی و هم به عنوان بخشی از رزومه، افتخار و خاطره‌ای ماندگار برای ما شد. امیدوارم دوباره چنین پروژه‌هایی شکل بگیرد و بتوانیم در آن‌ها حضور داشته باشیم.


بزرگ‌ترین فرش دستباف جهان تنها یک رکورد در ابعاد و اندازه نیست؛ روایتی است از دقت، ظرافت و هماهنگی چشمگیری که در پسِ خلق آن نهفته است. فرشی که در نُه قطعه مستقل بافته شد، اما در نهایت همچون یک پیکره واحد و یکپارچه بر زمین مسجد جای گرفت؛ گویی از ابتدا یک نفس طراحی و بافته شده بود.
در پس این اثر شگفت‌انگیز، سال‌ها تجربه، تمرکز و تلاش جمعی طراحان و نقاشان قرار داشت؛ هنرمندانی که بخش بزرگی از هویت فرش ایرانی را نمایندگی می‌کنند.
در میان این نام‌ها، محمود فقیرحق و عباداله امینی هر یک نقشی در حد خودشان داشتند. فقیرحق با طراحی دقیق، بی‌وقفه و پرجزییات خود -از خلق بیش از هزار گل ترکیبی گرفته تا مهار چالش‌های هماهنگی نقشه در قطعات مختلف تا امینی با مدیریت رنگ، نقطه‌گذاری، سایه‌پردازی‌ها و تلاش بی‌وقفه و تحویل نقشه‌ها، در فرآیند طراحی این اثر نقشی داشتند که قابل تقدیر و تحسین است. همچون هزار بافنده و رنگرز و ناظر و… که قصه‌های ناشنیده زیادی دارند.
روایت این دو هنرمند، بخشی کوچک از «ناگفته‌های» این پروژه است؛ داستان‌هایی از شب‌هایی که تا صبح در کارگاه طراحی ماندند، از تصمیم‌های لحظه‌ای که آینده طرح را تغییر داد، از آزمون‌ها و خطاها، و از مسئولیت سنگینی که در هر گل، هر حاشیه و هر رنگ احساس می‌شد.
بزرگ‌ترین فرش دستباف جهان، نماد اوج توان فنی و هنری فرش ایرانی است؛ اثری که نه تنها در جهان فرش بلکه در تاریخ هنر معاصر نمونه‌ای کم‌نظیر باقی خواهد ماند.
و این شماره از مجله، به همین بخش‌های ناپیدا و کمتر شنیده شده پرداخت؛ به ناگفته‌هایی از دل کارگاه طراحی، از ذهن طراحان، از نظم و بی‌خوابی‌ها، و از هنرمندانی که بخش بزرگی از این افتخار را ساخته‌اند.
اثری که امروز بر زمین مسجد جای گرفته، تنها یک فرش نیست؛ روایتی است از توان، تجربه و نگاه هنرمندان ایرانی که زیبایی را با وسعتی بی‌سابقه به جهان عرضه کردند.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *