تاریخ شرکت - گفت و گو ۲۷ بهمن ۱۴۰۴

داستان سال‌هایی که با فرش ایران گره خورده است

۹۰ سالگی فرش ایران و گفتگو با مهدی ایزدی

این مصاحبه به مناسبت نودمین سالگرد ملی شدن شرکت سهامی فرش ایران و با هدف ثبت و ماندگار کردن تجربیات و خاطرات همکاران با سابقه و پیشکسوت مجموعه انجام شده است.

به مناسبت نودمین سالگرد ملی شدن شرکت سهامی فرش ایران، مجموعه‌ای از گفتگوها با همکاران پیشکسوت این شرکت انجام شده است؛ افرادی که سال‌ها از عمر حرفه‌ای خود را در مسیر حفظ، تولید و اعتلای فرش دستباف ایرانی سپری کرده‌اند. در این بخش گفتگویی داریم با آقای مهدی ایزدی، رییس شعبه همدان شرکت سهامی فرش ایران که در آن از تجربیات کاری، خاطرات حرفه‌ای و نگاه خود به مسیر طی شده این مجموعه در طول دهه‌های فعالیت سخن می‌گوید.


  • لطفاً خودتان را معرفی کنید و از مسیر ورودتان به شرکت سهامی فرش ایران بگویید.

با سلام و درود. مهدی ایزدی هستم اهل شهر سنقر استان کرمانشاه، کارشناس فرش گرایش طراحی و فارغ‌التحصیل اولین دوره کارشناسی فرش از دانشگاه کاشان.
بعد از اتمام تحصیل بلافاصله در شرکت فرش، شعبه همدان مشغول به کار شدم. ابتدا به عنوان مسئول امور فنی فرش فعالیت می‌کردم و به صورت موردی در طراحی فرش و رنگرزی هم همکاری داشتم. بعدها مسئول فنی پروژه فرش ابوظبی در نیشابور شدم و پس از آن مسئول امور فنی شعبه کرمانشاه، سپس رئیس شعبه خرم‌آباد و در نهایت به عنوان حسابدار و رئیس شعبه همدان در حال خدمت هستم.

  • از اولین روز ورودتان به شرکت خاطره‌ای دارید؟

دقیقاً روز اول ورودم را به یاد دارم؛ پانزدهم مرداد سال ۱۳۷۹. بعد از رسیدن به همدان، یک دیوار خشتی قدیمی با سردر آجری بلند توجه من را جلب کرد. بعد از ورود به شرکت، وارد دفتر مرحوم آقای علی‌اکبر بابازاده، رئیس شعبه، شدم و پس از معرفی و ارایه نامه ابلاغ، از فردای آن روز مشغول به کار شدم. یادم هست آقای بابازاده به من گفتند که شرکت جای خوبی برای رشد استعدادهای من نیست، اما من بیست و هفت سال ماندم با عشق و تعصب به شرکت و خوشحالم که در حد خودم برای شرکت مفید بوده‌ام و افتخار می‌کنم در شرکتی کار می‌کنم که ۹۰ سال قدمت دارد.

  • به نظر شما مهم‌ترین دلیل اعتماد مشتریان به شرکت سهامی فرش ایران چیست؟

به نظر من مهم‌ترین دلیل اعتماد مشتریان، پایبندی شرکت در طول دهه‌ها فعالیت به اصالت طرح، نقشه‌های زیبا با رنگ‌های دلنشین، استفاده از مواد اولیه مرغوب و به کارگیری نیروهای متخصص و متعهد است. همچنین رعایت اصول اخلاقی و مشتری‌مداری که همیشه اصل اول بوده است. همه این عوامل زیر سایه برند شرکت سهامی فرش ایران، باعث ماندگاری شرکت و ایجاد تعهد برای تولید محصولات بهتر و باکیفیت‌تر شده است.

  • شرکت سهامی فرش ایران برای شما چه معنا و جایگاهی دارد؟

برای من شرکت سهامی فرش ایران مثل دیوان شعر حضرت حافظ است؛ هر کسی به فراخور حال خودش غزلی را به یادگار می‌گیرد. مردم فقط ظاهر زیبای فرش‌ها را می‌بینند که من اسمش را شعر می‌گذارم، اما مراحل سخت تولید را نمی‌بینند؛ سختی‌های بافنده‌ها، بازرس‌های فنی، تولید مواد اولیه و پروسه سنگین تولید و… . یکی از زیبایی‌های فرش همین است که مردم ویترین زیبا را می‌بینند و از سختی‌های پشت صحنه خبر ندارند.

  • از خاطرات ماندگار دوران کاری‌تان بگویید.

خاطرات خوب زیادی دارم، اما یکی از خاطرات مهم من مربوط به سال ۱۳۸۶ است که در کرمانشاه خدمت می‌کردم. شرکت جشنواره‌ای به نام «باغ گره» برگزار کرد و من در بخش طراحی مقام اول را کسب کردم و شرکت هم جایزه‌ای به من داد. جذابیت این خاطره برای من کسب مقام نبود، این بود که آن طرح بعدها توسط شرکت خریداری و بافته شد. وقتی فرش بافته شده را دیدم، شادی وصف‌ناشدنی داشتم؛ شبیه شادی تولد یک فرزند برای والدینش. آن لحظه یکی از بهترین روزهای زندگی من بود و هیچ وقت فراموشش نمی‌کنم.

این فرش با الهام از طرح آقای مهدی ایزدی بافته شده است. نقشه اولیه آن در سال ۱۳۸۶ در مسابقه «باغ گره» موفق به کسب مقام اول شد و سپس با اعمال تغییراتی در واحد طرح و رنگ، از جمله افزودن درخت سرو در واگیره، تکمیل گردید.

  • در این سال‌ها با چه سختی‌هایی روبرو بودید؟

سختی‌ها زیاد بود؛ جابه‌جایی‌های مداوم از شعبه‌ای به شعبه دیگر و کار در چهار استان مختلف، سختی‌های تولید و دوری از خانواده. اما همه این سختی‌ها تبدیل به تجربیات ارزشمند شد و از من نیروی کار بهتری ساخت.
یکی از بهترین تجربیاتم مسئولیت فنی پروژه فرش ابوظبی بود که یک سال در نیشابور مثل یک دانشگاه برای من عمل کرد. روزی شانزده ساعت کار کردم و این پروژه باعث شد در فرش متخصص‌تر شوم و مدیریت کارها را بهتر یاد بگیرم. خوشحالم که خداوند این فرصت را به من داد که در این پروژه عظیم و بین‌المللی سهیم باشم.

  • به عنوان یک طراح و کارشناس فرش، نگاه شما به فرش دستباف چیست؟

تجربه کاری و تحصیل به من یاد داد که فرش فراتر از یک محصول صنعتی است، کالایی است که در قالب هنر و صنعت و نشأت‌گرفته از فرهنگ و سنت‌های اصیل ایرانی و به همین دلیل قرن‌ها ماندگار شده است. من فرش را مثل یک غزل زیبا می‌بینم که توسط طراحان، نقاشان، بافندگان و همه عوامل تولید با دستمایه هنر و فرهنگ ایرانی سروده می‌شود و همیشه به صورت یک شعر به آن نگاه کرده‌ام و عاشقش هستم.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *