تاریخ شرکت - گفت و گو ۱۱ بهمن ۱۴۰۴

داستان سال‌هایی که با فرش ایران گره خورده است

۹۰ سالگی فرش ایران و گفتگو با عباداله امینی

این مصاحبه به مناسبت نودمین سالگرد ملی شدن شرکت سهامی فرش ایران و با هدف ثبت و ماندگار کردن تجربیات و خاطرات همکاران با سابقه و پیشکسوت مجموعه انجام شده است.

به مناسبت نودمین سالگرد ملی شدن شرکت سهامی فرش ایران، مجموعه‌ای از گفتگوها با همکاران پیشکسوت این شرکت انجام شده است؛ افرادی که سال‌ها از عمر حرفه‌ای خود را در مسیر حفظ، تولید و اعتلای فرش دستباف ایرانی سپری کرده‌اند. در این بخش گفتگویی داریم با آقای عباداله امینی، نقاش فرش دستباف و شاغل در واحد طرح و رنگ شرکت سهامی فرش ایران که در آن از تجربیات کاری، خاطرات حرفه‌ای و نگاه خود به مسیر طی شده این مجموعه در طول دهه‌های فعالیت سخن می‌گوید.


  • لطفاً خودتان را معرفی بفرمایید و از آغاز همکاری‌تان با شرکت سهامی فرش ایران بگویید.

بنده عباداله امینی ، متولد کرمانشاه و کُرد هستم. همکاری من با شرکت سهامی فرش ایران از سال ۱۳۷۴ آغاز شد. از همان ابتدا در واحد طرح و رنگ فعالیت داشتم و تاکنون، حدود ۳۳ سال است که در همین حوزه مشغول به کار هستم. علاقه اصلی من همیشه به بخش رنگ بوده، هر چند در سال‌های نخست در طراحی هم فعالیت می‌کردم.

  • چه شد که به طرح و رنگ فرش را انتخاب کردید؟

از نوجوانی در کلاس‌های نقاشی شرکت می‌کردم و در سطح مدرسه، شهر و حتی استانی، مقام‌هایی کسب کرده بودم. یک روز مادرم برای بافت فرش، نقشه‌ای را به قیمت ۴۰۰ تومان خرید و همان جا جرقه‌ای در ذهنم زده شد. با خودم گفتم من این همه نقاشی رنگ و روغن می‌کشم، اما کسی آن‌ها را نمی‌خرد پس چرا نقشه فرش نکشم.
از همان‌جا شروع کردم؛ حتی کاغذ شطرنجی هم در شهر ما در دسترس نبود و خودم آن را درست می‌کردم. سختی‌های زیادی کشیدم تا بالاخره مسیرم به شرکت سهامی فرش ایران باز شد. ورود به شرکت برای من شبیه ورود به دنیایی تازه بود. در دوران کارآموزی اولین نقشه‌ای که برای شرکت کشیدم از من خریداری شد، نقطه عطف بزرگی در زندگی حرفه‌ای‌ام بود و بعد از حدود یک سال هم به صورت رسمی استخدام شدم.

  • نخستین روزهای ورود شما به شرکت چگونه گذشت و فعالیت‌تان از کجا آغاز شد؟

پس از حدود یک سال حضور در تهران به عنوان کارآموز، من برای شعبه کرمانشاه استخدام شدم. در آن زمان کرمانشاه شعبه‌ای نداشتیم و شعبه کرمانشاه تازه تاسیس بود. حدود ده سال در همان شعبه فعالیت داشتم. در آن دوره، نقشه‌ها به ‌صورت چاپی تولید می‌شد و بافته‌ها پس از اتمام، به شعبه بازمی‌گشت. این فرصت خوبی بود چون نتیجه نهایی کار را از نزدیک می‌دیدم و بازبینی فرش‌ها انجام می‌گرفت. این موضوع باعث شد از همان ابتدا ارتباط نزدیکی با نتیجه نهایی کار، یعنی فرش بافته شده، داشته باشم.
به مرور، روند کار در شعبه متحول شد؛ نقشه‌های تکراری چاپی کنار رفت و هر فرش با نقشه‌ای اختصاصی طراحی می‌شد. این تغییر، به ویژه در حوزه طرح و رنگ، نقطه عطف مهمی برای شعبه کرمانشاه بود و از تکرار فاصله گرفتیم.

  •  به نظر شما چه عواملی باعث اعتماد مشتریان به شرکت سهامی فرش ایران شده است؟

مهم‌ترین عامل، اصالت شرکت و اعتبار برند آن است؛ چه در طرح و چه در رنگ. شرکت سهامی فرش ایران از هر نقشه، تعداد محدودی فرش می‌بافت و سپس طرح به عنوان «طرح مادر» در بایگانی نگهداری می‌شد. حتی ممکن بود پس از ده یا پانزده سال، تنها یکی دو تخته دیگر از همان طرح بافته شود.
این رویکرد، کاملاً متفاوت با تولید انبوه است و باعث حفظ اصالت شده بود. در کنار آن، توجه دقیق و تخصصی به طراحی و رنگرزی در کنار بافت باکیفیت، جایگاه شرکت را به عنوان متولی فرش ایران تثبیت کرده و همین موارد، اعتماد مشتریان را در طول سال‌ها شکل داده است.

  • یکی از خاطرات شاخص شما از دوران فعالیت در شرکت چیست؟

یکی از خاطرات مهم من به پروژه فرش ابوظبی بازمی‌گردد. در آن پروژه، ما چهار نفر در بخش طراحی و نقشه کار می‌کردیم، در حالی که چند صد نفر بافنده درگیر کار بودند. گاهی پس از چند روز، نقشه‌ها تمام می‌شد و اگر تأخیر داشتیم، کل روند بافت متوقف می‌شد.

بارها پیش می‌آمد که شبانه‌روز در شرکت می‌ماندیم، نقشه‌ها را آماده می‌کردیم، چاپ می‌زدیم و سریع به دست بافندگان می‌رساندیم. این فشار کاری زیاد بود در حدی که حتی تعطیلات عید نوروز هم مشغول به کار بودیم، اما در عین حال یکی از تجربه‌های ارزشمند و خاطره‌انگیز دوران کاری من محسوب می‌شود.

  • در آن سال‌ها کار طراحی و رنگ به چه صورت انجام می‌شد؟

در پروژه‌هایی مثل فرش عمان، تمام کار به صورت دستی بود. طرح ترنج این فرش توسط مرحوم آقای پاکدست طراحی شد و آقای حسن وظیفه رضایی نیز طراحی کلی ساختار و فرم اصلی آن را انجام دادند. بنده نیز در تهیه و تکمیل اتود یک به یک این اثر مشارکت داشتم. طراحی‌ها در ابعاد واقعی انجام شد و اتود با مداد رنگی رنگ شد (۷۰ در ۷۰ سانتی‌متر). حتی در مرحله رنگ و نقطه، رنگ‌های گواش وینزور به صورت دستی و در حجم بالا (سطل‌های ۴-۳ کیلویی) آماده می‌شد تا همه طراحان دقیقاً از یک طیف رنگی استفاده کنند و سلیقه شخصی خود را در کار دخیل نکنند. این هماهنگی کار بسیار دشواری بود، اما نتیجه کار یکدست و دقیق از آب درمی‌آمد.
در مقطعی، حتی چند نفر از همکاران مثل آقای مسعود فراهانی، آقای وظیفه و آقای پارسا برای تسریع کار در نیشابور مستقر شدند. نقشه‌ها را مستقیماً در کارگاه برای بافندگان آماده می‌کردند تا کار متوقف نشود. قطعه‌هایی هم برای بنده به شعبه ارسال شد و انجام دادم. این تجربه، از نظر ارتباط نزدیک با بافندگان و درک عملی فرآیند تولید، بسیار ارزشمند بود.
بعد از آن اوایل دهه ۸۰، کار با کامپیوتر تازه در حال شروع بود. ابتدا فقط یک نفر با سیستم دیجیتال کار می‌کرد. به تدریج واحد ما دیجیتال شد و با نرم‌افزارهایی مانند فتوشاپ و اوایل هم با نرم‌افزار «ترادیس صنعت» کار می‌کردیم که نرم‌افزار ترادیس صنعت به طور کامل کنار گذاشته شد.

  • اگر بخواهید تجربه خود را در قالب یک توصیه به نسل جدید منتقل کنید، چه می‌گویید؟

کار طراحی فرش پیش از هر چیز نیازمند علاقه و زمینه هنری است. این کار شاید فشار جسمی نداشته باشد، اما از نظر ذهنی و روحی بسیار درگیرکننده است. اگر عشق، پشتکار و ذوق هنری در کار نباشد، نتیجه هر چقدر هم از نظر فنی بی‌نقص باشد، روح ندارد. افرادی بوده‌اند که از نظر فنی کار را بلد بودند، اما چون روح هنر در کارشان نبود، آثارشان ماندگار نشد. چرا که فرش خوب، فرشی است که ذوق و جان در آن باشد.
من معتقدم شرط اصلی ماندگاری در این حرفه، علاقه واقعی و استمرار است. طراحی فرش کاری صرفاً تکنیکی نیست؛ کاری هنری است که باید «جان» داشته باشد.

  • در پایان اگر نکته‌ای باقی مانده، بفرمایید.

امیدوارم شرایط فرش دستباف به گونه‌ای تغییر کند که دوباره برای طراح، بافنده و تولیدکننده صرفه و انگیزه داشته باشد. امروز این حوزه با دشواری‌های زیادی روبه‌روست و اگر قرار است ادامه پیدا کند، نیازمند تحول و حمایت جدی است.

0 پاسخ

دیدگاه خود را ثبت کنید

تمایل دارید در گفتگوها شرکت کنید؟
در گفتگو ها شرکت کنید.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *